|
پنجره را باران شسته: از خانه كه آمدم بيرون نمنمک باران می زد چون بوسه اي به صورتم ميخورد خيلي سرد... نگاهي به خانه كردم پنجره را باران شسته پس پنجره ی قلب من چه... راه ميرفتم در خيابانهاي شهر نمنمك باران شدت گرفت ومن بي ترديد مي رفتم پنجره ها را باران شست گريه ام گرفت مي خواست با باران يكي بشم مانند باران گريه ام شدت گرفت وقدم هاي تندتر شد قطرات با نظم زمين را در بر گرفتند واشك هاي من ... مي دانم اگر محكم دست تو را گرفته بودم الان ... اين گونه پريشان حال در ميان هجومي از قطرات نبودم بايد تو رو پيدا كنم ولي با زخم دلم چه ميشد كرد پنجره ي قلبم از خنجر عشق تو خون آلود بود... چگونه پاكش ميكردم چگونه از ياد ميبرم چگونه... خسته بودم كمي در ميان باران ايستادم تا جان بگيرم دختري دختر بچه اي انجا ايستاده بود نزديك شدم به او چي شده كوچولو؟ آرام گفت پنجره را باران شسته ! تو هم قلبت را شستشو بده!!! + نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387 11 توسط عاشق تنها |
بـاز هـواي سـحـرم آرزوسـت + نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 13 توسط عاشق تنها |
خدایا من گذشتم از این عشق خدایا تو را دور دیده بودم اما... اما... توبه! خدایا توبه میکنم که بخاطر یه عشق شب ها دور از یادتو می گریستم هر شبم اشک بود... اشک اشک فقط بخاطر او می ریختم فقط بخاطر آدمی بی روح آدمی که جای قلب تو سینه فقط کینه داشت خدایا من گذشتم از عشق... توبببببببه... توبه مرا بپذیز که در تنهایی هایم یادت نبودم که بخاطر یه عشق تو را از یاد برده بودم و اینک به تو میگویم دوستت دارم قامتم را جلوی تو خم خواهم کرد نه یک آدم بی روح باز میگویم توبه اما... اما به سوی تو دعا میکنم نه اینکه باز او پیش من آید نه فقط برای اینکه قلب دیگری را نشکند ************************ آنقدر مستم که بی قایق به دریا میروم یا به عشق میرسم یا غرق دریا میشوم ************************ دوستان پوزش می طلبم که حدودا ۲ماه نبودم معذرت می خواهم امیدوارم بهتر بشوم وبیشتر سر بزنم + نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387 15 توسط عاشق تنها |
هر کلام از تنهاییم برگی از کویر خاطرات تو جزیره ی بی کسی هام عاشقی معنا نداره هر شب از گریه هایم رو به دعا میارم میگم آی خدایا بکن تو حالا صدایم من از ترانه ی بی کسی روی به تو آورده ام تو این خزون عاشقی ببار بارون برایم بخدا! قسم به اون دعاها این آخرین خواهشم خدایا طرحی از بوسه ی باران برای همه ی دوست داران او باتشکر با این که یکم دیر شد ولی بازم میگم بخدا هر روز روز مادر باید قدر هر روزمون رو بدونیم نه سالی یک بار + نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387 17 توسط عاشق تنها |
دریا! سراسرشکوه وجلال دریا!نقشه ی پر التهاب زندگی دریا! آیینه ی آسمان دریا!نگینی از آسمان دریا! وسعت دل عاشقان دریا! بهار ماهی ها دریا! آسمان ماهی ها دریا!گذرگاه شادی ها دریا! نقشه ی زندگی من وتو + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 16 توسط عاشق تنها |
آفتاب برای ما اواز می خواند مهتاب برای ما از بهار می نوازد ستارگان برای ما می رقصند خزان را بر نگاه های ما می بندند من وتو خندان از دنیا بدون غمی ز خزان .مي خوانيم زفردا دنيا را در دستمانمان مي بينيم فردا را در عشقمان مي بينيم بوسه ي باران را به تو مي دهم بوسه ي خودت را از تو مي گيرم اگه نظري در مورد بوسه ي باران داريد حتما بگيد ممنون ميشم + نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387 10 توسط عاشق تنها |
|